نقد و تحلیل انیمیشن
نویسنده : Jennifer Lee ، Chris Buck
بازیگران :
Kristen Bell...Anna
Idina Menzel ...Elsa
Jonathan Groff...Kristoff
Josh Gad...Olaf
و...
ژانر : انیمیشن
رده سنی : PG( مناسب برای افراد بالای 7 سال)
زمان : 108 دقیقه
پنجاه و سومین انیمیشن کمپانی دیزنی مشخصه های کلاسیک آثار این کمپانی را در خود جای داده است. مشخصه های آشنایی نظیر خانواده سلطنتی و روابط میان آنها ، سحر و جادو و مهمتر از همه جلوه های ویژه شگفت انگیز که معمولا دیزنی عادت کرده هر بار با استفاده از تکنیک های جدید، تماشاگرانش را غافلگیر کند. داستان « منجمد » نزدیک به یک دهه است که در کمپانی دیزنی در حال خاک خوردن بود و پس از اینکه کارگردانان متعددی برای ساخت این اثر آمدند و رفتند، بالاخره کارگردانی انیمیشن به دو فرد شناخته شده دنیای انیمیشن به نامهای جنیفر لی ( نویسنده « رالف خرابکار » ) و کریس باک ( سازنده انیمیشن های « تارزان » و « موج سوار» ) رسید و هیچکس هم از این انتخاب ناراضی نبود.
« منجمد » درباره دو خواهر به نامهای اِلسا ( ایدینا منزل ) و آنا ( کریستن بل ) است. این دو خواهر رابطه بسیار گرم و صمیمی با یکدیگر دارند اما مشکلی که وجود دارد این هست که اِلسا قدرتی خطرناک در اختیار دارد که باعث دردسر فراوانش شده و آن قابلیت منجمد کردن تقریبا هر چیزی هست که در سر راهش قرار دارد!
اِلسا متاسفانه کنترل مناسبی بر این توانایی خطرناکش ندارد و حتی باعث می شود که جان خواهرش نیز به خطر بیفتد. به همین جهت والدین آنها تصمیم می گیرند این دو را از یکدیگر جدا کنند تا خطری آنا را تهدید نکند. اما در ادامه اِلسا باعث می شود سرزمینشان در میانه تابستان یخ بزند و خودش نیز به جنگل فرار میکند و آنا تصمیم می گیرد به دنبال خواهرش برود و وی را پیدا کرده و تابستان گرم را به سرزمینشان برگرداند.« منجمد » برخلاف انیمیشن های روز جهان ، فرم و روایتی کلاسیک دارد که ارزش این انیمیشن را بسیار افزایش داده است. در « منجمد » مانند انیمیشن فاخر « وال –ایی » خبری از بررسی مسائل آینده دنیا و پیچیدگی های استعاره ای داستان مشاهده نمی شود. در اینجا ما با داستانی کلاسیک مواجه هستیم که قرار هست صمیمیت و عشق میان دو خواهر را به تصویر بکشد.
جنیفر لی و کریس باک با استفاده از تمام مولفه های کلاسیک ژانر انیمیشن ، به سراغ روایت داستان « منجمد » رفته اند. مقوله هایی از جمله رابطه یک شاهزاده و یک مرد از طبقه پایین جامعه ، از آن دست موضوعاتی است که در انیمیشن سازی مدرن کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. اما سازندگان توانسته اند از ظرفیت این موضوع در ساخت « منجمد » استفاده خوبی بعمل بیاورند که نتیجه اش رضایت بخش از آب درآمده و حس و حال خوبی به مخاطب می دهد. علاوه بر این رابطه عاشقانه میان آنا و اِلسا فارغ از مشکلاتی که گریبانگیر اِلسا شده، باورپذیر است و تماشاگر را تحت تاثیر قرار می دهد. رابطه میان آنا و اِلسا می تواند یک مثال آموزشی خوب برای کودکان باشد.
اما جدای از اینکه « منجمد » قرار هست داستان رابطه عاشقانه دو خواهر را به تصویر بکشد، دو کارگردان این انیمیشن از معرفی شخصیت های مکمل بامزه که عضو لاینفک در هر انیمیشنی محسوب می شوند ، دریغ نکرده اند. در اینجا نیز ما با دو شخصیت فرعی مواجه هستیم که مطمئنم دیزنی برنامه های خاصی برای استفاده از آنها در سالهای آینده دارد. یکی از این شخصیت ها گوزنی با چشمان بزرگ است که همانند اسبِ نظامی و عصبانی انیمیشن « ژولیده » ، نقش بسزایی در پیشبرد داستان داشته است. این گوزن بامزه بدون شک جالب ترین شخصیت « منجمد » به شمار می رود و به احتمال فراوان در سالهای آینده نیز حضور پر رنگی در انیمیشن های کوتاه دیزنی خواهد داشت.دیگر شخصیت بامزه فیلم که بسیار پر حرف است، یک آدم برفی نه چندان باهوش به نام اولاف است که برخلاف گوزن ، شوخی های کلامی را اجرا می کند. این شخصیت اگرچه بصورت ذاتی بامزه و جالب از آب درآمده ( مخصوصا با آن بینی هویجی اش! ) اما تاکید سازندگان بر حضور تمام مدت او در صحنه ها و ارائه شوخی های کلامی بی توقف باعث می شود تا در اواسط فیلم علناً این شخصیت روی اعصاب بیننده سوهان بکشد! البته حضور شخصیت هایی از این دست در آثار انیمیشن کاملاً جا افتاده تلقی می شود. به عنوان مثال در سری انیمیشن های « عصر یخبندان » نیز شخصیت " سید " نیز حال و هوایی مشابه " آدم برفی " دارد اما با اینحال باید گفت که استفاده از شوخی های کلامی در شخصیت " آدم برفی " بیش از مقداری هست که معمولاً برای ساخت یک انیمیشن بکار گرفته می شود.
در مورد گرافیک انیمیشن « منجمد » باید بگویم که استفاده از تکنیک های گرافیکی جدید در ساخت برف و افکت های متنوع آن ، یکی از دیدنی ترین لحظات فیلم را رقم زده است. تقریبا می توان گفت که لحظه ای در این انیمیشن وجود ندارد که تماشاگر نتواند کار سازندگان را تحسین نکند. گرافیک بکار رفته در طراحی برف و کیفیت بسیار بالای آن مطمئنا چشمهای بسیاری را به خود خیره خواهد کرد. تماشای سه بعدی انیمیشن و افکت های بی نظیر برف نیز هیجان خاص خودش را به همراه دارد. کمتر پیش می آید که بتوان از تماشای یک اثر سه بعدی لذت وافری برد اما « منجمد » خوشبختانه از این قاعده مستثنی هست و به راحتی می توان بدون اینکه دچار سردرد شد، آن را تماشا کرد و لذت برد.
« منجمد » متعلق به دورانی است که در آن انیمیشن ها تنها یک هدف داشتند و آن آموختن مفهوم عشق و مهربانی به کودکان و در مواردی حتی به بزرگسالان بود. دورانی که معنی دوست داشتن را فارغ از ظاهر ترسناک معنی می داد مانند « دیو و دلبر » ، یا حتی واژه انتقام در گرو برقراری صلح تعبیر می شد مانند « شیرشاه » . « منجمد » نیز متعلق به این دسته است. انیمیشنی که مفهوم " دوست داشتن " را خیلی صمیمی و دلنشین می آموزد.
سایت " مووی مگ "منتقد : میثم کریمیهمجنسگرایی در انیمیشن فروزن
انیمیشن ۱۰۸ دقیقهای جدید والت دیزنی که در اواخر ۲۰۱۳ اکران شد، با فروش بالای ۳۰۰ میلیون دلار در ماه اول اکران، پرفروشترین کار والت دیزنی از زمان شیرشاه و محبوبترین آنها از زمان داستان اسباببازیها محسوب میشود. با این حال، بیشترین نقدهایی که درباره این کارتون ظاهراً موفق به چشم میخورد، نگرانیهای منتقدین و والدین آمریکایی نسبت به محتوای همجنسگرایانه آن است.
اولینبار کاترین اسکگز بود که این نگرانی را بعد از سه بار خریدن بلیط و بردن نوههایش به سینما، با اطمینان در وبلاگش منتشر کرد. وی گفت که کارتون «یخزده» سرتاسر حاوی مفاهیم همجنسگرایانه است. بعد از او، روزنامه نشنالکاتولیکرجیستر و سپس رادیوهای مذهبی آمریکایی، به تحلیل نظرات خود درباره پیامهای همجنسگرایانه این انیمیشن پرداختند. کوین سوانسون، مجری یکی از این رادیوها میگوید، «اگر من شیطان بودم و میخواستم همه اوضاع این مملکت را به هم بریزم و مخصوصاً بلایی شیطانی سر بچههای پنج- شش ساله در خانوادههای مسیحی بیاورم، چکار میکردم؟ دیزنی را میخریدم.»
انیمیشن «یخزده» -که برداشتی از داستان «ملکه برفی» هانس کریستین اندرسن است- ماجرای دو پرنسس به نامهای السا و آنا است که از این میان، خواهر بزرگتر یعنی السا، دارای قدرت تولید یخ است؛ هرچند قادر نیست کنترلی بر انجام آن داشته باشد. سرتاسر ادامه داستان، ماجرای آشنایی آنا با شاهزاده سرزمینی دور، فرار السا به کوهستان و ساختن برج یخی برای مانع نبودن بر سر راه آنا، «توزرد» از آب درآمدن شاهزاده هانس، و رسیدن دوباره دو خواهر به یکدیگر است.
منتقدین، قدرت عجیب و پنهانی السا برای تولید یخ را نمادی از تمایلات عجیب و پنهانی افراد «دگرباش» میدانند که عامل طرد آنها از سوی جامعه و حتی خانواده، انزوا، و در نهایت روبهرو شدن فرد با هویت عجیب خود و فائق آمدن بر تردیدها و پذیرفتن این هویت دگرباش میشود.
از سوی دیگر، این منتقدین شعر «بیا بریم» را تعبیر به شعار «بیرون بزنیم» همجنسگرایان میکنند؛ شعاری که انجمن همجنسگرایان از چند دهه قبل به منظور بیرون آمدن از انزوای اجتماعی و روبهرو کردن جامعه با هویت متفاوت خود برگزیدهاند.
بیمیلی السا برای آشنایی با یک جوان شایسته -که در تفاوت کامل با شخصیت رمانتیک آنا قرار دارد- نیز از سوی این منتقدین، حمل بر بیمیلی او به جنس مخالف شده و این منتقدین وضعیت کشف هویتی قهرمان داستان برای فهمیدن این که هویتش را انتخاب کرده یا با آن زاده شده است، را به شرایطی که همیشه در توصیف هویت «گی» میشناسیم، تشبیه میکنند.
البته نمایش عشق خواهرانه میان السا و آنا که کمی اغراقآمیزتر از روابط عاشقانه آنا و هانس به چشم میآید هم بر شدت ماجرا افزوده و شکی برای منتقدین باقی نگذاشته که این انیمیشن القاءکننده همجنسگرایی است.
گذشته از السا و آنا که به نظر میرسد اتهام همجنسگرایی به آن دو وارد شده است، منتقدین به یکی از شخصیتهای مرد کارتون اشاره میکنند که هنگام ورود به خانه، خطاب به یک مرد و عدهای کودک میگوید «سلام، خانواده!»؛ این عبارت، یادآور نبرد تنبهتن حامیان خانواده سنتی و حامیان همجنسگرایی بر سر این موضوع است که همجنسگرایان حق ثبت مدنی ازدواج، حضانت کودکان و خلاصه تشکیل خانواده را ندارد.
و بالأخره، تغییر نام انیمیشن از اسم اولیه داستان یعنی «ملکه برفی» به «یخزده» در نظر عدهای از منتقدین حاکی از این موضوع است که نام ملکه برفی، دخترها و پسرها را به یک میزان جلب میکند؛ چراکه سایر شخصیتهای دیزنی که عنوان ملکه یا پرنسس را داشتهاند، به نوعی سرنوشت خود را با یک شاهزاده سوار بر اسب سپید همراه کردهاند، و حالا گویی این نام جدید میخواهد بگوید که خبری از این پایانهای خوش قدیمی نیست.
سوانسون که یک کشیش است، در یکی از برنامههای رادیویی خود چنین گفته است: «شیطان تمام این محصولات دوستداشتنی را تولید میکند تا گناه را وسوسهانگیزتر نماید؛ آن هم یکی از بدترین گناهان را. حداقل میتوان گفت این کارتون، آغاز راه آن است.»
سایر نقدها
البته، گفتن این که کدام بخش از این کارتون بیشتر نقدها را به خود جلب کرده است، کار آسانی نیست؛ چراکه تقریباً تمامی روند ماجرا و نشانهشناسی آن گویای تغییرات شدید نسبت به نرمهای مورد انتظار خانوادههای مخاطب دیزنی است.
از نظر عدهای، یخزده یک داستان فمینیستی است؛ چراکه برخلاف سایر انیمیشنهای این کمپانی، دو دختر در انتها توسط یک شاهزاده نجات داده نمیشوند، بلکه خود گلیم خود را از آب بیرون میشکند. عدهای ادعای فمنیستیتبودن یخزده را رد میکنند؛ چون معتقدند صحنه خروج السا از قصر یخی آنقدر صحنههای رمانتیک در خود دارد که فمینیستی نباشد و دیگرانی معتقدند یخزده مانند همه کارتونهای دیزنی، نژادپرستانه و برتریطلبانه است؛ چراکه هیچیک از افراد نژاد بومی منطقه اسکاندیناوی در آن بازنمایی نشدهاند.
برخی با این اصل که چرا اساساً شخصیتهای دیزنی را شاهزادهها و پرنسسها تشکیل میدهند، نه بچههای معمولی، مشکل دارند. عدهای هم یخزده را جبران تمام محصولات دیزنی میدانند که طی سالیان، به نمایش دختران «شرمگین» و ناتوان مثل سیندرلا و سفیدبرفی پرداخته و تنها رؤیای آنها را وصال شاهزاده قصهها تشکیل میدهد؛ حال آنکه اکثریت قهرمانهای پسر دیزنی در پی تمایلاتی خودخواهانهتر و متنوعتر هستند و وقت فکر کردن به دختربچههای لوس و ناتوان را ندارند.
جینا دلفونزو در آتلانتیک مینویسد: «وحشتی که کودک هفت- هشت ساله مخاطب یخزده بعد از مواجهه با این حقیقت که شاهزاده هانس یک کلاش است که میخواسته با ازدواج با آنا خواهرش را از میان بردارد و سرزمین پدری آنها را به چنگ آورد، فراتر از توان تحلیل و تحمل کودک در این سنین است. بهخصوص که این شوک، به واسطه سابقه کارتونهای دیزنی در نمایش شاهزادههای نجاتبخش و خوشطینت، تقویت هم میشود.»
و برای تکمیل پرونده خلافهای دیزنی در این کارتون، موج رادیوهای منتقد بر رابطه عجیب و غیرطبیعی شخصیت شکارچی به نام کریستف و گوزن خانگیاش در تمامی صحنههای مربوطه و متن اشعاری اشاره میکنند که محتوای آن مؤید این بدبینی مبنی بر رابطه انسان- حیوان است.
کریس باک و جنیفر لی، کارگردانان یخزده در مصاحبهای در رابطه با صحت نقدهای ناظر بر همجنسگرابودن این کارتون ترجیح دادند پاسخ صریحی ارائه نکنند و به گفتن این که از استقبال جهانی از این کارتون مطمئن هستند، اکتفا کنند.
لی در ادامه افزوده است: «کارتونهای دیزنی در دورههای مختلف زمانی تولید شده است، اما این کارتون متعلق به ۲۰۱۳ است و دیدگاههای ۲۰۱۳ را هم انعکاس خواهد داد.»
ترویج همجنسگرایی در سابقه والت دیزنی به چشم میخورد
بااینحال، هرچه پیش میرویم، این برداشتهای همجنسگرایانه از یخزده است که بیشترین خیل انتقادها را در بردارد. نویسنده مقالهای در آتلانتیک چند دلیل برای چنین برداشتی ارائه میکند که یکی از آنها سابقه همجنسگرایانه سیاستها و تولیدات والت دیزنی است.
دیزنی در تمامی تولیدات سالهای گذشته خود، چه از نظر محتوا و چه اعمال پشت صحنه، ثابت کرده است که حامی همجنسگرایی است. این شرکت از سال ۱۹۹۱ «رژههای غرور همجنسگرایان» را پشتیبانی مالی میکرد و از ۱۹۹۵ به کارکنان همجنسگرا و جفتهای آنان بیمه درمانی ارائه کرده است.
هوارد اشمن، سراینده اشعار ساحر کوچک، دیو و دلبر، و علاءالدین که در ۱۹۹۱ در اثر ایدز از دنیا رفت، مورد حمایت دیزنی بود و بعد از مرگ از او تجلیل قابل توجهی شد.
قهرمانهای دیزنی معمولاً جامعهستیزهایی هستند که برای پرداختن به نجواهای درونی خود، از جامعه بریدهاند؛ سرود همیشگی این قهرمانها که با «من میخوام» شروع میشود، همیشه همراه با خواستههایی غیرمعمول است: آریل در ساحر کوچک میخواهد مال دنیایی دیگر باشد، مردم شهر معتقدند بل (شخصیت دلبر) دختری عجیب و متفاوت با بقیه است، پوکا هانتس هم نمیخواهد مثل صدای طبل تکراری باشد، و بالأخره، مریدا؛ قهرمان کارتون شجاع که مثل پسرها رفتار میکند و قصد ازدواج هم ندارد؛ همه اینها نشاندهنده گرایش دیزنی به القاء وضعیت «دگرباش» است.
این تفاوت و دگرباشی در آثار قدیمیتر دیزنی در قالب گوشهای غیرعادی دامبو که میتواند پرواز کند، دماغ دراز و جسارت پینوکیو برای آزمودن اعمال ناصحیح مثل مشروب خوردن، فحش دادن، و بدرفتاری برای این که بیشتر شبیه بچهها باشد و محبت پدر را جلب کند، و موهای بلند راپونزل به چشم میخورد.
قهرمانهای دیزنی همیشه از ازدواج به سبک سنتی فراریاند: آریل میخواهد با کسی ازدواج کند که مطابق میل پدرش نیست؛ بل تقاضای ازدواج گاستون را در مقابل چشمان همه شهر رد میکند؛ جاسمین از پذیرفتن تقاضای ازدواج خواستگارانی که سلطان میپذیرد، خودداری میکند؛ پوکا هانتس از ازدواج با یک سرباز از قبیله خودش سرباز میزند؛ و مولان هم از ازدواجهای سنتی بیزار است.
به عبارت دیگر، شخصیتهای دیزنی همیشه تمایلات غیرعادی دارند: آریل با اریک ازدواج نمیکند؛ مگر آنکه خودش هم تبدیل به انسان شود، بل برای رسیدن به دیو باید او را تبدیل به انسان کند، علاءالدین هم تا شاهزاده نشود نمیتواند با جاسمین ازدواج کند، و پوکو هانتس تا مردمش را رها نکند، قادر نخواهد بود با جان اسمیت ازدواج کند.
دیزنی همچنین مواردی از مبدلپوشی و تغییر هویت جنسی شخصیتها را به نمایش میگذارد: اورسولا از آریل میخواهد تا برای فریفتن شاهزاده خود را تبدیل به یک زن کند و با جادویش کاری میکند که او تبدیل به یک دختر شود؛ جنی در علاءالدین به شخصیتهای زیادی بدل میشود که برخی از آنها زن هستند و او لباس و حتی لباس زیر دخترانه به تن میکند؛ در قسمتی از کارتون مولان، زنها لباس مردانه میپوشند و مردها لباس زنانه، و در این میان، کاپتان کشتی در حالی دلبسته مولان میشود که او را در لباس مرد دیده است.
از دیگر خصوصیات دگرباشی که محدود به جنسیت نمیشود، بیگانهپنداری شخصیتها و فاصلهگرفتن از جامعه و همچنین پرهیز و تأخیر در بزرگ شدن است که در دیو و دلبر و راپونزل به چشم میخورد. همچنین میتوان از مؤانست با حیوانات نام برد؛ بهنحوی که حیوان آینه تمایل درونی و ناشناخته شخصیت است و نمونههای آن را میتوان در پسر جنگل، بمبی، شیرشاه، ماهی آریل، طوطی جعفر، و غیره مشاهده کرد.
نویسندده وبلاگ بتادد، که یک پدر پایبند و مرد خانواده است، در توصیف اولین سینما بردن دخترهای ۴ و نیم ساله دوقلویش و حسب اتفاق مواجهه با انیمیشنی که تمایلات دو پرنسس به یکدیگر را به نمایش میگذارد، درباره حاصل تلاشش برای منحرف کردن ذهن کودکانش از نتیجه ماجرا مینویسد: «در جواب دخترانم که از عشق پرسیدند گفتم : «عشق یعنی …» و آنوقت یکی از دخترانم ادامه داد: «من میدونم، وقتی کسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی و اتفاقی که براش میافته مهمتر از خودت باشه، یعنی عشق؛ مثل السا و آنا که مواظب هم بودن.»
پینوشت
http://wellbehavedmormonwoman.blogspot.com/2014/02/movie-frozen-gay-homosexual-agenda.html#.Ux-LoFFdWLF
http://www.thedailybeast.com/articles/2014/03/12/is-frozen-the-gayest-movie-of-the-year.html
http://www.theatlantic.com/entertainment/archive/2014/04/its-not-just-frozen-disney-has-always-been-subtly-pro-gay/361060/
http://www.theatlantic.com/entertainment/archive/2012/06/does-it-matter-if-the-heroine-of-brave-is-gay/258979/
http://www.betadadblog.com/
http://articles.latimes.com/2014/mar/12/entertainment/la-et-mn-christian-radio-frozen-gay-agenda-20140312
http://www.christianpost.com/news/does-frozen-have-pro-homosexual-agenda-christian-film-critic-blasts-pastors-claims-says-movie-has-responsible-family-friendly-message-115999/
